قبل از قتل، یک پیام ناشناس رسید
نیکول گام اون شب مثل همیشه حالش خوب بود. با خانواده اش رفت بیرون، شام خوردن، خندیدن، و بعدش به خونه برگشت.همهچیز کاملاً عادی بهنظر میرسید اما اون نمیدونست، درست همون موقع، یه نفر داخل خونه پنهون شده بود. کسی که با یه نقشه شوم،…
