در سال ۱۹۸۱، یک مادر جوان به نام «لیندا» زندگی تازهای را در یک مجتمع آرام در فلوریدا شروع کرد… اما تنها چند هفته بعد، یک شب همهچیز به کابوسی وحشتناک تبدیل شد.
صبح روز بعد، سکوت خانه غیرعادی بود… پنجرهای دستکاری شده، ردپایی مرموز، و قتلی که هیچکس پاسخ روشنی برایش نداشت.
پلیس سرنخهای زیادی پیدا کرد، اما قاتل انگار همیشه در سایه پنهان بود. سالها گذشت، پرونده سرد شد و امید کمکم از بین رفت…
تا اینکه دههها بعد، تکنولوژی DNA دوباره این معما را زنده کرد و حقیقتی شوکهکننده را آشکار ساخت.
این پرونده یکی از عجیبترین و پیچیدهترین داستانهای جنایی حلنشده است… داستانی که ثابت میکند گاهی خطر درست کنار ماست.

قاتل 40 سال در همین نزدیکی بود!
- نویسندهٔ نوشته:raminbidel
- نوشته منتشر شده است:اردیبهشت 29, 1405
- دسته نوشته:پرونده های جنایی
- نظرات نوشته:0 دیدگاه
